گفت در دنبال دل ره گم کند مسکين غريب
گفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدار
خانه پروردی چه تاب آرد غم چندين غريب
خفته بر سنجاب شاهی نازنينی را چه غم
گر ز خار و خاره سازد بستر و بالين غريب
ای که در زنجير زلفت جای چندين آشناست
خوش فتاد آن خال مشکين بر رخ رنگين غريب
مینمايد عکس می در رنگ روی مه وشت
همچو برگ ارغوان بر صفحه نسرين غريب
بس غريب افتاده است آن مور خط گرد رخت
گر چه نبود در نگارستان خط مشکين غريب
گفتم ای شام غريبان طره شبرنگ تو
در سحرگاهان حذر کن چون بنالد اين غريب
گفت حافظ آشنايان در مقام حيرتند
دور نبود گر نشيند خسته و مسکين غريب
.jpg)


.jpg)






وداع
مي روم خسته و افسرده و زار
سوي منزلگه ويرانه خويش
به خدا مي برم از شهر شما
دل شوريده و ديوانه خويش
مي برم تا كه در ان نقطه دور
شستشويش دهم از لكه عشق
شستشويش از دهم رنگ گناه
زين همه خواهش بيجاه و تباه
مي برم تا زتو دورش سازم
ز تو اي جلوه اميد محال
مي برم زنده بگورش سازم
تا از اين پس نكند ياد وصال.
انكه برگشت و جفا كرد و به هيچم بفروخت
به همه عالمش از من نتوانند خريد ...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
هر كس كه دلدار مرا از من جدا كرد ،اي خدا
خواهم بسوزاني دلش ، سازي ز دلدارش جدا...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اي دل ديوانه كجا ميروي
وين دل شب
باز چرا مي روي ؟
او كه ندارد سرپيوند ما وز پي اش اين گونه چرا ميروي؟
خلق ز افات گريزند و تو
خويش به دنبال بلا مي روي!
اگه ماه از اسمون پايين بياد
اگه مرغ بخت و اقبال رو سرم پر بزنه
اگه رعد اسمون داد بزنه
تو سرم هزار تا فرياد بزنه
چون تو مهمون مني
در و باز نمي كنم
مونس جون مني
در و باز نمي كنم
اگه بر بال هما تخت سليمون بزارن
پريا هديه برام تاج و جواهر بيارن
ستاره ها زمين بيان در بزنن
شب تا سحر صد بار به من سر بزنن
چون تو مهمون مني
در و باز نمي كنم
مونس جون مني
وقتش رسیده حال و هوایم عوض شود
با سار ِ پشت پنجره جایم عوض شود
هی کار دست من بدهد چشم های تو
هی توبه بشکنم و خدایم عوض شود
با بیت های سر زده از سمت ِ ناگهان
حس می کنم که قافیه هایم عوض شود
جای تمام گریه ، غزل های ناگــــــزیر
ای آنکه زنده از نفس توست جان من
آن دم که با توام، همه عالم ازان من
آن دم که با توام، پُِرم از شعر و از شراب
میریزد آبشار غزل از زبان من
آن دم که با توام، سبکم مثل ابرها
سیمرغ کی رسد به بلندآسمان من
بنگر طلوع خندهی خورشید بر لبم
زان روشنی که کاشتی ای باغبان من!
با تو سخن ز مهر تو گفتن چه حاجت است؟
خود خواندهای به گوش من این، مهربان من
/3yc82ad.jpg)


/www_gisha_sub_ir%2520%252820%2529.jpg)
/www_gisha_sub_ir%2520%252821%2529.jpg)
/www_myshaparak_coo_ir%2520%252817%2529.jpg)
زیباترین تصویری که در زندگیم دیده ام نگاه عاشقانه و معصومانه توست
زیبا ترین صدایی که تا کنو ن شنیده ام صدای پر مهر و دوست داشتنی توست
زیبا ترین کلامی که تا به حال توانستم بگویم گفتن دوستت دارم به توست
زیبا ترین احسا سی که تا به حال داشته ام دوست داشتن توست
زیباترین انتظار زندگیم انتظار دیدار توست
زیباترین لحظه زندگیم لحظه با تو بودن است
زیباترین تنهایم گریه برای توست
و زیباترین اعترافم عشق توست
داغی درسینه دارم جاودانی
عمر من مرگی است نامش زندگانی
روزها به امید آمدنت زیر پنجره صبر به انتظارایستادم
ولی دست تقدیر حکایتی دیگر داشت
حکایت یک حقیقت وآن حقیقت کوچ تو بود
حقیقتی که هیچوقت فکرش را نمی کردم
نه دلم باور این داغ رادیگر نداشت

